استاد علی صفایی حائری عین صاد

نیاز و دعا

قدم اول در دعا این است که، خواسته و نیاز ما باشد نه تقلید از نیازمندهایی که با تمام وجود خویش خواسته اند. و با این حس، و یافتن اهمیت آن، ناچار به خلوت، فراغت و حضور و تمرکز می رسیم.

بشنو از نی، ص22

ستم‌ها و ناسپاسی‌ها(مقدمه‌ای بر کتاب روزگار ستمگر وزمانه ناسپاس)

از آن لحظه ای که ایشان در تالار وحدت طلوع کردند، آماج ستم‌ها شروع شد و نه تنها بر اساس قرار قبلی از سیما پخش نشد که روزنامه ارگان رسمی حزب آن روز به مدیریت کسی که هنوز مدیر آن است به التقاط متهم شد و بساط سایر کتابهای ایشان در سراسر کشور برچیده شد.

آیه‌های تلاوت شده-قسمت42

مادام كه تو با زبان و نطق و تحليل و توضيح از خوبى و بدى كارى پرده بر نداشته باشى و معرفت و بينش در طرف نياورده باشى و به تعبير شرعى مادام كه ارشاد نكرده باشى، حق امر و نهى ندارى

خلاصه کتاب «چهل حدیث از امام حسین علیه‌السلام» (20)

امام ما را در برابر دوستان موجود، بیدار و آگاه می سازد. آن هم با معیار هایی روشن؛ حماقت و حسادت و فراغت و حکمت.

 
  •  
  •  
  •  
  • ممنوعيت‏ها و هجران‏هاى اين ماه از آنچه كه مطلوب است، از نوشيدنى ‏ها و خوردنى ‏ها، به تو عظمتى مى ‏دهد و آمادگى در تو ايجاد مى ‏كند و اين‏ ضربه ‏ها، زمينه ‏اى مى ‏شوند تا تو تمركز پيدا كنى و توجه‏ بگيرى.

  • هر ميزبانى بر اساس كرم و ديدش مهماندارى مى ‏كند. او كه ميزبان هستى، رب العالمين و پروردگار هستى است چه مى ‏كند؟ او چه غذايى به من مى ‏دهد؟ ضيافت او چيست؟

  • از كسانى نباشيم كه رمضان بر آنها مى ‏گذرد، در حالى كه بدن‏هايشان ضايع شده و فكرهايشان عقيم مانده و قلب‏هايشان سرشار از بت‏ها شده و روح‏هايشان هم به تنگى رسيده است.‏

  • اگر تو قبول داری او ارحم، اقرب، لطیف تر و مهربانتر است، اگر آنچه که تو دوست داری به تو نداد، بانگ بر نمی داری.

  • خدا برای دین ما، دنیای ما و ادامه استمرار ما در تمام عوالمی که در پیش داریم، رهبر و امام گذاشته است.

  • مردم بر دلها واقف نیستند: دلها در ترکیب با حوادث وضعیت جدیدی پیدا می کنند؛ ترس، تمنا، طمع و تعلق در آنها می آید

  • وقتی آدمی برای وسعتی بیش از دنیا و برای اهدافی تا آن سمت (آخرت) و ملاکهائی در حد عصمت می خواهد انتخاب شود، روشهای انتخابی مردمی نقطه ضعف دارد.

  • حاکم باید آگاه به حدود و اندازه های انسان باشد، علاوه بر این، آزادی از کششها و جذبه ها را هم می خواهد. که تلفیق این آگاهی و آزادی می شود عصمت؛ ملاک انتخاب حاکم.

  • هم اهداف حکومت و هم قلمروی که برای حکومت قائل هستیم، در معیار انتخاب حاکم دخالت دارند.

  • بخدا قسم هر زمینی که تو روی آن ذکری از حق نگفتی، مُطالب توست، هر لباسی که در تنِ تو بود و تو متوجه نبودی و طاعت نکردی، مُطالب توست؛ او تو را پوشانده، تو در او چه کردی؟

  • تا تو برای خدا در پرونده حق اشکالی قائل هستی، معتقد هستی  اگر خدا کمی بیشتر محبت می کرد ما وضعمان خوب میشد، چطور می توانی از خدا راضی باشی؟

  • آنجا که تو از نفست شکایت می کنی یعنی با نفست دو تا شدی و  جهت ها فرق کرده است؛ از آن لحظه آماده می شوی که تازیانه بلای حق بر این نفس نازل شود و بلا ادبش کند.

  • اگر کسی همتی به غیر حق پیدا کند و دنیا آخرین همّ و غمّ او باشد، وجودش فقیر است و کسی که فقر وجودی پیدا کرد، فقر قلبی خواهد داشت.

  • تحول انگیزه ها؛ تحول سود به سلطه باعث می شود مدیریت ژاپنی مدیریت آمریکائی را به بن بست برساند

  • بازیهای نفس ما این است که خودمان را کم می کنیم تا بار تکلیفمان را زمین بگذاریم

  • وقتی نعمتی تو را مشغول کرد مهم نیست که جیست و چقدر است؛ مهم آنست که تو را مشغول کرده و کشته است.

  • أین عمار؟ شیرین ترین امکانی که به انسان می دهند این است که علی (ع) سراغ تو را بگیرد، ولیّ  تو سراغ تو را بگیرد؛ ولیّ تو، چه چیزی در دل تو پیدا کرده است؟

  • اگر تو احتمالا انسان را مستمر بدانی و احتمالا ارتباط های عظیم تری بیش از 70 سال برای او باور کردی، این انسان، نوع دیگری از برنامه ریزی و مدیریت را نیاز دارد.

  • نتیجه تذکر انبیا و هدایت انبیا این بوده است که جهل انسانها به غفلت تبدیل شده است!

  • اینطور نیست که خیال کنیم اگر کسی متکی به حق شد حتما" و همیشه مسلّط است و  واصل به اهداف.

  • آنچه که ما را در تمامی ابعاد بارور می کند و زود هم بارور می کند، هیچ یک از سُبُل نیست؛ صراط، نزدیک ترین راه است برای باروری انسان.

  • علی میگوید من مادامی که در مدینه درخت خرما دارم، از بیت المال بر نمی دارم، فکر کنید من که از خودم دریغ میکنم به شما زیادتی خواهم داد!

  • ما در دست ولی، وسیله محکمی نبودیم که موانع راه او را، سنگهای راه او را و خارهائی را که دشمن جلوی پای او ریخته است کنار بزنیم. 

  • بلا دو شكل دارد:

    1.نبلُوکم بالشر؛ مصیبت ها  2. نفتنکم بالخیر فتنةً؛ فتنه ها و زینت های دنیا که چشمها، دلها و تمامی وجود ما را به دنبال خود می کشد.

  • ذكر باعث مي‌شود آن معرفتي را كه به دست آورده بودي، هم مستزاد شود و هم به رتبه‌هاي بعد از خودش كه عهد است و عمل و يقين و شهود و تسليم، پيوند بخوري.

  • اگر مبنا این نیست که با نعمتها بازی کنید؛ بناست با آنها کار کنید، نعمتها را زود مصرف کنید، پیش از اینکه مرگ، حوادث و ضعفها، آنها را از شما بگیرند.

  • وقتی زخمی‌ای را می‌بینیم، باید زخم او را ببندیم. مستانه هم باید ببندیم. ولایت خدا این را دارد؛ نمی‌توانی، نیا!

  • اگر رسول خدا از ما بپرسد: «تو بودی و در زمان تو علم مُرد؛ تو چه کردی؟» چه جوابی داریم بدهیم؟

  • ابا عبدالله، شهادتش را با اسارت اهل بیت همراه کرد تا حرکتش پنهان نماند و خط سرخ کربلا را تا امروز خوانا نگه دارد.

  • حضرت اباعبدالله وقتی حنجر اصغر را بریده می‌بیند، می‌گوید: این برای من آسان است؛ چون در حضور حق است.

  • دنیا هرگز نبوده است و آخرت همیشه بوده است.

  • کرامت حسین به این است که حتی عمر بن سعد را هم رها نمی‌کند.

  • عزت حسین به این است که در سخت‌ ترین شرایط، غیاثش از حق، قطع نمی‌شود.

  • شیعیان کسانی هستند که با هر کس مجاور و همسایه شوند، به او زیادتی خواهند داد.


  • (از سری مباحث سبک زندگی)

    ما باید طوری با رفیقمان معاشرت کنیم که اگر با فشار و امر و نهی ما نتوانست از موانعش چشم بپوشد، لااقل، به نقطه بلاء حق  برسد.

     توضیح بیشتر:

     برای فهم بهتر کلام استاد، لازم است به چند نکته توجه شود:

     1-      استاد در جای جای نوشته های خود به این مساله اشاره دارند که نبایستی نسبت به خانواده و دوستان و... بی تفاوت باشیم بلکه بایستی بر روی آن‌ها تاثیری بگذاریم. ایشان در صفحه 277 کتاب حرکت، اینگونه می‌فرمایند: « ما مثل كيسه‏هاى برنج، از كنار يكديگر رد مى‏شويم و هيچ اثرى روى همديگر نمى‏گذاريم، دست روى زلف هم نمى‏گذاريم و خيال مى‏كنيم اخلاق اسلامى داريم، اما امام آن شخص را در بحران و مسأله مى‏اندازد تا ورزيده و قوى شود.»

     2-      کلمه‌ی «تاثیر» در فرهنگ واژگان استاد بایستی دقت شود که به معنای خوب شدن افراد نیست بلکه به معنای شکل گرفتن آنهاست. وظیفه ما تبیین مفاهیم و ایجاد زمینه برای انتخاب فرد است. ایشان در خط انتقال معارف صفحه 20 اشاره دارند که: «بايد ياد بگيريم برخوردمان را با تجربه‏هاى عملى با نسل‏هايى كه با آنها فاصله داريم شروع كنيم. ببينيم كه آيا مى‏توانيم آنها را سرشار كنيم؟ مهم نيست كه عمل كنند، مهم اين است كه يا ابوذر شوند يا ابوجهل. لااقل بفهمند و حجت برايشان تمام شود.»

     3-      کلمه بلاء نیز مشترک لفظی است. گاهی به معنای امتحان و ابزار رشد انسان است که استاد از آن به «مرکب سلوک» تعبیر می‌کنند و گاهی نیز به معنای تادیب ، عقوبت و جزای عمل انسان است که اگر فرد در پذیرش حق لجاجت می‌ورزد بایستی منتظر ضربه‌های خداوند باشد که هستی اگرچه آزاد است اما ممانعت از گسترش فساد در درون او تعبیه شده است.

    «خدا مى‏خواهد تا آدمى حركت كند و از بت‏ها و هوس‏ها بگذرد و خواهى نخواهى با طاعت يا كراهت گام بردارد. اگر با رغبت آمد، رنج نمى‏برد و در هنگام فشارها آرام است. وگرنه با زور و بلاء و ضربه‏ها مى‏آيد و در بن‏بست‏ها و پوچى‏ها مى‏سوزد؛ و براى اين عذاب‏ها و رنج‏ها هم پاداش نمى‏برد؛ كه اين عذاب‏ها، از محدوديت‏هاى او برخاسته‏» (نامه های بلوغ ص 110)

     آنچه در این کلام با عنوان بلاء آمده از همین نوع اخیر می‌باشد.

     با توجه به مقدمات بالا منظور کلام استاد، مشخص می‌گردد که ایشان می‌فرمایند که ما در برابر رفیقمان و مشکلات و موانعی که روبرویش دارد یا بایستی در او ایجاد زمینه و مقتضی کنیم تا او خود بتواند موانع را با ظرفیتی که بدست آورده یا با امر و نهی تو که در زمینه مطلوب بوده بردارد و یا اگر زیر بار نمی‌رود حداقل با همین کفر و چشم پوشی که دارد شایسته‌ی تیغ بلا و مجازات خداوند شود. این همان تاثیری است که اشاره شد که او را از حالت تذبذب خارج کرده و باعث شکل گیری یک فرد می‌شود.

     

     


  • برخورد خدا با ما در عذاب و جزا این نیست که اگر این کار را نکنی می‌سوزانمت!

  • وقتی پیوندی را که باید با حق داشته باشی، نداری سلوکت سقر است...

  • افرادی را می‌شناختم که سالها تحت برنامه مرشد بودند و سلوک داشتند؛ اما وقتی بلا سراغشان آمد تمام آن بافته‌ها به هم ریخت.

  • ما مطمئن به نِعَم هستیم؛ نه مطمئن به قدر.اگر مطمئن به قَدَر شدیم، طمأنینه به قضا هم می‌آید.

  • مذهب اصیل، معرفت یعنی اسلام،  محبت یعنی ایمان و عمل یعنی تقوا را با هم دارد.

  • خدایا در وجود من چیزی نیست که غفران تو را برای من ایجاب کند...

  • هر قرار و اطمینانی را اگر در وجودی ریختی بدون  دیدار حق، به او ظلم کرده‌ای!

  • عبودیت و دخول در عباد و دخول در جنت مرحله بعد از رضوان است.

  •  قدر از مقوله زمانیات نیست. الا اینکه از ما خواسته‌اند که در این زمانهای خاص زمینه‌هایی را فراهم کنیم

    تا استحقاق پیدا کنیم برای آن معنایی که حقیقت قدر است.

  • آنچه که با توسعه درابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ، هماهنگ است، گسترش انگیزه‌هاست و آنچه که توسعه را از بین می‌برد از بین بردن انگیزه‌هاست.

  • ناخوشایندی‌ها عامل حرکت ما هستند.

    گیر آدمی در این است که همیشه دنبال یک موقعیت خوب است.

  • وای بر ما که در خودمان کاری را آغاز نکنیم و گوشمان را ببندیم و دل را رها کنیم و حضور خودمان را به غیبت برسانیم.

    خیلی حرف دارد که شفیع ما خصم ما شود. مولای ما در برابر ما قرار بگیرد.

  • چطور می‌توانی در طریق به خاطر قلت اهلشٰ گمراه شوی؟
    در راه از تنهایی نباید ترسید. وحشت مال بی‍راهه است.

  • همیشه در سلوک فکر می‌کنیم این ما هستیم که شروع کننده‌ایم درحالیکه اوست که ما را صدا زده و ما باید استجابتش کنیم. «فلیستجیبوا لی» «انّک تدعونی»

  • در غیبت طرح و برنامه ریزی ما عادتها و غریزه ها شکل می‌گیرد.

     
  • خیال نکنیم هر کس که متکی به حق شد حتما و همیشه پیروز است... قرار نیست همیشه آرمان ها تحقق پیدا کند... هدف این نیست، هدف امکان اتخاذ است...

  • رضوان حق به شتاب و استباق نیاز دارد. با تسویف و شُل‌بازی به جایی نخواهیم رسید.

  • خصوصیت تمحیص این است که با ریاضت و خلوت و تمرکز متفاوت است و غرور را می‌گیرد.

    ما مبتلا به این هستیم که وقتی یک قطره از جام انس می‌نوشیم، بدمستی می کنیم.

    بلا خاصیتش این است که جلوی این بدمستی را می‌گیرد.

  • ما به همان اندازه که بلا را فهمیدیم، هدف سلوکمان را فهمیدیم و سلامت سلوکمان را می توانیم مطمئن باشیم.

     

    بلا نقطه ضعفها را مشخص می‌کند.

  • یقین مزد خاشعان است.تا به خشوع نرسی به جایی نمی رسی.

    برای شروع عمل احتمال که نه اضطرار کافی است.

     

  • نهایت معرفت و شهود و یقین را باید در رضا متجلی ببینیم.

    رسیدن به آن آسمانهایی که خیلی‌ها از آن گفتگو کرده‌اند، مساوی با ماندگاری در آن فضا نیست.

    ممکن است انسان به این مقامات برسد و بعد تبعید بشود.

  • آنچه که انسان را از  بیراهه جدا می‌کند و به مقصد وصل می‌کند، بلاست.

    فتنه ها و شرور می‌توانند عامل آشکارشدن کفرهای نهفته ما باشند.

  • - باید حضور مستمر خدا را ببینیم

    - آن هم حضوری که جبار است و ستار

    - آن قدر ستار است که از فرشته‌ها هم می پوشاند

  • این بحث را کاملتر به مدت 7:31 از اینجا بشنوید.

  • تمثیل زیبای استاد از سوار شدن یک چوپان بر پلنگ...

  • خلاصه تاملی کنید، وقت کاره...

    تو یه شب هم اندازه بگیرید هم ارزیابی کنید هم برنامه ریزی کنید... جوال عمرتون رو بریزید ببینید چی توش جمع کردید. جوال دلتون رو،  وهمتون رو،  خیالتون رو کارهامون رو و... و از همه این ها مهم تر که علامت همه ایناست اون بحث همّ و غمّ ماست که تاملی بکنید.

    غرض این نیست که یک شب رو هم بگذرونیم حالا به یه صورتی با حال خوش  . حال خوش گولتون نزنه. اینکه بیایم یه کمی سُک هامون رو بالا بگیریم(کنایه از آب بینی هنگام گریه زیاد) و اشکی بریزیم و خیال کنیم که با ملائکه مقربین هم غذا شدیم! نه بابا! اینا...

    حالات خوشتون هم گولتون نزنه که گفتم اینم از فریب های شیطان و فتنه های شیطانه اونی که مهمه اینه که ببینی فردا اون سعه صدر در تو اومده؟ ظرفیت اومده؟

    محبت شما فقط مال خودت و زن و بچه ته یا مال «وسعت رحمته» یا وسعت گرفته رحمتت؟ غضب تو به خاطر اینه که چرخ ماشینت رو پنچر کردن؟ یا به خاطر اینکه از حق دل بریدن؟

    به کی غضب داریم؟ به کی محبت داریم؟ چه کسانی در سفره وجود تو مهمان اند؟ یه جمع بندی از خودت بکن. اون علامت بلوغ توست و الّا حالات خوش گولتون نزنه.

    اینا چیزاییه که باید تو جمع بندیتون همه ش رو بریزید. اینا وسیله فریب شیطان و خدعه های شیطانه...

  • آیا دلیل غاصب بودن یزید و دلیل بیعت نکردن امام با او فقط  شراب خواری و میمون بازی و ... او بوده؟

    یعنی اگر این ها نبود مشکلی نبود؟

    حاکم و زمامدار انسانها باید به حدی از عبودیت رسیده باشند که واقف به تمام راه باشند و از تمام جذبه ها آزاد باشند(عصمت)

    کسی که این شان را ندارد حتی اگر صالح باشد حتی اگر فقیه عادل باشد و این جایگاه را اشغال کند غاصب است.

    حتی اگر فقیه عادلی به خود دعوت کند طاغوت است. هیچ فقیهی به خود دعوت نمی کند بلکه زمینه ساز ولی است. داعی الی الحجه است.


  • ما به خدا كه ميرسيم خيلي گرون فروشيم ولي به شيطان مفتِ مسلم با رخيص ترين(ارزان ترین) قيمتها با او معامله می کنیم. نقد نمي ديم نسيه حاضريم...

    به خدا قسم خنده داره و چه بسا خنده هاي ما كه از گريه غم انگيز تر است. این رنج عظیم ماست که ما داریم به خاطر چیزهایی از حسین می بریم که...

    حضرت اومدن خيمه زدن همراه ابالفضل و علي اكبر با ابن سعد و پسر ابن سعد و غلام ابن سعد جمع شدن شش نفری. حضرت به ابن سعد ميفرمايند كه تو ميشه بياي با ما باشي همراه ما باشي. عاشقانه ترين حرفهايي است كه امام به ابن سعد ميزنند: می تونی با من باشی؟! 

    اون میگه خونه من در کوفه خراب میشه ، حضرت ميفرمايند برات خونه ميسازم ؛
    میگه باغم رو ميگيرن حضرت ميفرمايند در مدينه به تو باغ ميدهم میگه زن و بچه من رو ميكشن و ...

    و اينها درددل هاي خود منه و من دارم خودم رو ميبينم كه ما به خاطر چه چيزههايي داريم از امام جدا ميشيم که این ها باید ما رو به امام متصل می کرد و با اونها پیوند می زد...

    من جانبازم، مريضم،گرفتارم ، نفسم بالا نمياد و.... 
    حرفی نیست. با چي مي خواهيم معامله كنيم؟ با همه قصر هاي دنيا با همه نگاه هاي همه مطبوعات چي هاي دنيا كه به تو بگن باريك الله تو خوبی؟ اين مزد تو بشه؟

    به حرف قانع ام، [اما] به اون بهشت نقدي كه در دل من ميگذره، غناي حاضر رو ازش چشم مي پوشم، غناي حاضر اين وسعت قلبي منه ، اين سينه فراخ منه...كه همه رنج ها، كهكشان رنجها در دل علي و فاطمه شناوره و اینها اخ نميگن...

    اگر حسين دنبال زهير راه افتاده، دنبال اون عبیدالله حر جعفی راه افتاده، دنبال حر و دنبال ابن سعد راه افتاده اين حسين ، حسينيه كه به جبرئیل راه نميده. وتر الموتوره، به جبرئيل اجازه نميده كه كمكش كنه. خدا شاهده اين حرفها حرف هاي تام و تمامه. الوتر الموتر رو شما تو زيارت عاشورا مي خونيد اين ها حرف نيست.

    تنهاست و خودش مقطوعه است و از همه چيز خودش رو بريده. ولي با همه اين بريدنها مياد تو كوچه پس كوچه هاي مكه و مدينه علی ميگرده؛ تو بيابونهاي نينوا حسین ميگرده يه يار پيدا كنه که چی؟كه نئشش رو بياره تو خیمه ها كنار علي اكبر و ابالفضل بذاره(هم رديف و هم مقام اونها قرار بده.)

  • حسین(ع) خواستنی است. حسین(ع) دوست داشتنی است.

    باور کنید من عاشق پیشه نبودم من احساس عشق تو زندگیم نکردم ولی گاهی حسرت این رو می خورم که اون دستی که رو سر جون و حر کشیده شد و اون حرارت ، اون گرمی و طراوت رو احساس کنم...

  • روضه تطبیقی مرحوم استاد صفایی درباره حر 

    مطلب مرتبط: تبیین شخصیت حر توسط استاد غنوی

  • مسئولیت دیگران جوابگوی مسئولیت تو نیست. تو نمی توانی به خاطر اینکه فلانی نکرد ساکت بمانی و بگویی به من چه 

    کسی که امروز دستش خالی است بهتر می تواند این بار را بردارد!

    مگر می شود این نسل را رها کرد آن هم در جایی که دشمن در همه جا برنامه ریزی کرده و تو در همه جا خوابی...

    در برابر شبهات چه کنیم؟ طرح یک شبهه و پاسخ به آن: آیا حق به اهداف خود رسیده؟ چرا همیشه حق ذلیل بوده و باطل پیروز؟ کدام رسول پیروز شده در حالی که یا دربدر بیابانها بوده یا زیر شکنجه بوده و یا  کشته شده؟

    آیا در برابر این شبهات مسئول نیستیم؟ و در برابر این نسل مبتلا یه شبهه؟

  • گاهی قناعت خوب نیست!

  • کل انسان الزمناه طائره فی عنقه . آنچه که خیال کرد پرید به گردن او آویزان می کنیم

    نگاه تو یک نگاه نبوده لبخند تو یک لبخند نبوده سکوت تو یک سکوت نبوده. مجموعه حرکت های تو که منتشر شده مجموعه شده و در برابر تو می آید

    کجاست اون خانواده هایی که دل ها توش پرواز کنه

    ما یا جهل داریم یا اگر هم آگاه بودیم غافلیم...

پرسش و پاسخ با استاد صفایی در خصوص « انقلاب اسلامی»

متن زیر  «پرسش و پاسخ»ی است در خصوص دیدگاه استاد علی صفایی حائری در زمینه انقلاب اسلامی ایران و نحوه تعامل ایشان با انقلاب، که بر اساس وصیتنامه استاد تدوین شده  است.

جزییات برنامه های مشهد

جدول موضوعات سخنرانی های اساتید و حلقه های گفت و گو، آدرس و نقشه دقیق محل اسکان و مراسم، جزییات مراسم شبهای قدر و سالگرد رحلت استاد

 
 
موضوع: پرسش از محتوای آثار استاد
ّسم الله الرحمن الرحیم آیا در نظر استاد ایشان تعریف خاصی از نظام اندیشه یا منظومه فکری و یا نظام فکری داشتند؟اگر داشتند تعریف ایشان از عبارات فوق چه بوده است؟ با تشکر
ادامه مطلب
موضوع: متفرقه
با سلام. لطفا نطر استاد در مورد اطاعت و احترام والدین رو بیان بفرمایید. اگه مقدوره منبعش رو هم ذکر کنید. با تشکر.
ادامه مطلب
موضوع: پرسش از محتوای آثار استاد
با سلام و آرزوی بهترین‌ها برای شما، دلیل اینکه خودآگاهی در انسان معادل انتخاب تلقی می‌شود چیست؟ چرا نمی‌توان گفت که انسان نیروهای متضاد درون خود را و نیز تلاقی آنها را و برآیند آنها که همان خروجی عملی رفتار خود است را درک می‌کند و به آنها اشعار دارد اما نه کنترلی بر ...
ادامه مطلب
موضوع: پرسش از محتوای آثار استاد
با سلام شهادت از نظر استاد به چه معناست؟ آیا صحیح است که با نظر به کتاب صراط استاد بگوییم: استاد رشد فرد را در دو مقطع شهادت و تسلیم تقسیم بندی می‌کنند که شهادت همان آگاهی شناختی و تسلیم آگاهی شهودی است؟ با تشکر
ادامه مطلب
نظر محسن به:
پرسش و پاسخ با استاد صفایی در خصوص « انقلاب اسلامی»
سعي شود صحبت هاي استاد تبيين شود. به خاطر درک فهم ها عرض ميکنم.
نظر ش-خ به:
ستم‌ها و ناسپاسی‌ها(مقدمه‌ای بر کتاب روزگار ستمگر وزمانه ناسپاس)
با سلام خدمت استاد فلسفیان من در درگاه خدا شهادت می دهم که شما از روی دینداری و ...
نظر مجيد به:
خلاصه کتاب «چهل حدیث از امام حسین علیه‌السلام» (19)
با سلام و تشکر در صورت امکان در خصوص سگهای جهنم نيز توضيح دهيد.
پاسخ مجيد به مجيد:
جزییات برنامه های ماه رمضان در مشهد
با سلام اگر مراسم مذهبي خاصي را در تهران سراغ داريد، راهنمايي فرماييد. با تشکر
نظر مجيد به:
ما عطشى نداريم!
سلام با تشک از شما. بسيار جذاب و داراي معنی و مفهوم والايي بود. انشا ا... چراغ راهمان ...
آرشیو نظرات
خاطره ای که نیست..
ثبت کننده: میم . ب . مهاجر
زنگ ورزش بود. فوتبال بازی می کردیم. پدر از دفتر مدرسه بیرون آمد، دستم را گرفت و گفت: "بیا، می خوام ببرمت یه جای خوب" . راه نمی رفت، پرواز می کرد و من با تمام پانزده سالگی ام آویزانش بودم، حیران. آمده بود خانه یکی ...
ادامه مطلب
بتکده ای درون ما
ثبت کننده: انسان جاري
بسم الله الرحمن الرحیم قرن ها می گذرد از آن لحظه ای که وارد خانه ی خدا شد و به علی(علیه السلام) دستور داد تا بت های داخل کعبه را بشکند . از آن زمان بود که خانه های مکه رنگ اسلام و یگانگی را به خودشان دیدند و سر ...
ادامه مطلب
ابتدای آشنائی...
ثبت کننده: سیاستمدار
سلام سالهای زیادی نیست که با استاد آشنا هستم،اماطی این سالها مسیرم را،راهم را و آینده ام را از میان درسها و واگویه های استاد شناختم. درک تفکر استاد میتواند سخت،دشوار و زمان بر باشد اما آنچه حاصل این اتفاق ...
ادامه مطلب
شکر خدا
ثبت کننده: rezaeinsad
سلام الحمدلله رب العالمین متاسفانه بخاطر غفلت و لجاجت دیر با استاد صفایی آشنا شدم. آشنایی با ایشون رو هم مدیون خواست خدا و لطف همیشگی پدرم هستم.سعی میکنم تا فرصتی باقی مونده راه استاد رو ادامه بدم.دارم سعی ...
ادامه مطلب